مسکوت

غیر از کنار هیچ ز اهل جهان مگیر !..

مسکوت

غیر از کنار هیچ ز اهل جهان مگیر !..

نتوانستنت حسرت ام شده است ای دل کندن !

حتی تو دنیای تلگرام هم زرنگ نیستم ! 
موبوگرام ندارم و درک نکردم که چرا باید داشته باشم !
جمله های حرفم رو جدا جدا و تک تک می فرستم، نه به صورت یک پیغام تکی و کلی ! که خب بدون اینکه سین بشند قابل خوندن هستند ! و ریسک بالایی داره اینجوری چونکه ممکنه یکهو طرف آنلاین شه و مجبور به چت شی !
بعد از پیام آخر هیچوقت شکلک نمی فرستم که خُب کمک میکنه طرف بدون اینکه سین کنه بتونه بفهمه موضوع پیغام به جا گذاشته شده چیه !
تازه به غیر از این ها !!..
بعد از ارسال پیام ها، چت رو به کلی پاک می کنم ! و هرگز نمی فهمم که پیام های ارسالیم خونده شده ! خونده نشده ! بی جواب مونده یا چی !...
گاهی وقتا شده که به کسی پیام دادم و بعد که جواب داده، اصلن موضوع یا سؤال مورد بحث یادم نبوده !
گاهی هم وقتی اسم بعضی ها رو توی لیست پیام هام دیدم خوشحال شدم که عه! فلانی بهم پیام داده ! اما بعدش فهمیدم خودم اول پیام داده بودم و خورده تو ذوقم ! -_-

+ لست سین رسنتلی .. پرایوت .. شیر ویت نوبادی .. هیدن .. اینویسیبل ..اُنلی می و موارد این چنینی تنها زرنگی!! های من در دنیای شبکه های مجازی بوده و بس !

این نوشته هایی که توی گوگل کیپ جمع شده و نمیدونم چیکارشون کنم دیگه دارند حالم رو بهم می زنند ! یه سری نوشته ی آش و لاش، مزخرف و بی خود و عقب افتاده و ناقص الخلقه که هر دفعه چشمم بهشون میخوره حالم بهم میخوره ولی دلم نمیاد پاکشون کنم !

دوست داشتن که گریه نداره ..

زندگی رو به طور کلی نباید جدی گرفت ! اما تک تک لحظه هاش رو چرا !

همیشه فکر می کنند که فردا روز جدی تریه ..
و هر دفعه باید بهشون بگم که درست فکر می کردند !

یکی از دلایل عدم موفقیتم همیشه این بوده که به نظرها و حرف ها و احساسات دیگران توجه کرده ام و می کنم !

همیشه تموم میشه، اما خدا نه !

بهتره با یه معذرت خواهی تمومش کنیم تا با دو تا.

پاییز جان، پاییز وار بیا !

کاش اونی که شیش بار تاحالا قرار ملاقات رو کنسل کرده و الان بهش پیام دادم: قرار فردا اوکی هست؟ میدونست که اگه بخواد میتونه باز هم قرار رو عقب بندازه و اصلا مشکلی نداره ! اما خُب نه من میتونم بهش بگم این رو چون ممکنه بدتر بهش بر بخوره و نه اون میتونه به این راحتی با این قضیه برخورد کنه ! حتی اگه منم بگم !

میتونم بلند شم و برم بگم زهرمار و میتونم بشینم و بگم حالا تموم میشه میره پی کارش ! و هی بگم حالا، حالا، این آخریش بود .. الان دیگه تموم میشه ! الان .. حالـ ..
لعنتی ..، خُب زهرمار و بوووووووق .. مرتیکه سادیسمی !

جاده عملن منو روانی میکنه! منظورم اینه که عملن به اوج لذت می رسونه! عملن!

کِی تلگرام میذاره عکس گیف بزاریم پروفایلامون یکم بخندیم !

پیام داد و با کلی تأسف و معذرت قرار رو کنسل کرد و منم با کلی مزخرف گویی خندوندمش ! خیلی هم راحت : )

میل به شناخت میل به نزدیکی نیست ! و هر نزدیکی دلیل بر شناخت نیست !
سخت نگیرید !

ما که به آرزوهامون نرسیدیم ..
خُب گور پدر تک تکشون ..
ازین به بعد اوناند که باید به ما برسند !
کی به کیه؟
شب بخیر
.

خدا همیشه گفته ولش کن سُکش نزن دنبال این و و اونم نرو ! با من ..
منـ م هر دفعه هی سُکش زدم ! اعصاب خودم و همه رو ریختم به هم ! دنبال هر کس و ناکس هم رفتم و تهش هیچی به هیچی ..
آخرش هم با یه دل خوش شرمنده لطف خدا بودم همیشه !

خوشحالم از اینکه مال تو نشده ام ..
و تو چه می فهمی
مال خراب چه زجری می دهد آدم را !

خلاصه اش اینکه هیچی توش نیست !

+ سلام
- سلام
+ ببخشید شما اهل اینجایی؟
- یه جورایی هستم
+ یه جورایی!!؟
- آره تقریباً !
+ تقریباً؟
- کارت رو بگو پسر؟ سوال داری؟
+ راستش من دنبال آدم میگردم، شنیدم که این طرفا آدم زیاد هست.
- خُب؟
+ خُب، شما .. شما اینجا زندگی میکنید؟ شما اهل همین جایید؟ شمــ ..
- نه من زیر زمین زندگی میکنم
+ زیر زمین؟
- آره
+ زیر زمین کجاست؟
- روی زمین نیست، بالای زمین هم نیست تو آسمون، زیر زمینه
+ آهاان، نمیدونستم. عجیبه ! خُب چرا روی زمین زندگی نمی کنید؟
- روی زمین جای آدماست ..
+ آهان! پس شما آدم نیستید!
- نه! خیلی وقته که نیستم !
+ فوضولیه ! چرا نرفتید بالا ! مث بقیه تو آسمون؟
- نتونستم ! نمیتونم ! زورم نمیرسه برم بالا ! هی ! داری سوالای بی ربط می پرسی ! برو رد کارت !
+ ببخشید .. معذرت می خوام ! آقااا .. صبر کنید لطفاً ..
- ..
+ آقا؟ معذرت خواستم .. خواهش میکنم ..
- اهل اینجا نیستی. مسافری؟
+ یه جورایی !
- هاه هاااا .. از کجا میای پسر؟
+ از قطب :)
- قطب! باید حدس میزدم ! اون طرفا اصلن آدم نیست !
+ نه نیست ! نه رو زمین، نه زیرش و نه بالاش !
- هیچوقت نفهمیدم شماها واقعا چی هستید!؟
+ خودمونم نفهمیدیم ! یعنی نمیدونیم! هیچ کس نمیدونه !  هیچ کس ! دقیقاً واسه همینه که اینجام .. دنبال جوابم .. چند سالی هست که دورتادور دنیا رو میگردم، بلکه چیزی دستگیرم شه ! واقعا نمیدونیم چی هستیم .. خیلی دردآوره! باید، یعنی شاید نوع خاصی از آدم ها باشیم ! نمیدونم ! راستش هیچی نمیدونیم ! هیچی !
- هاح .. کاش اینجور نباشه ! دعا کن نباشید !
+ نباشیم؟ چی نباشیم؟
- نوع خاصی از آدم !
+ چرا؟ چرا آدم نباشید .. همه آرزوشونه آدم باشند ! آرزوی موجودات هفت کره و هفت آسمون آدم بودنه، آدم شدنه !.. اشرف مخلوقات !
- هه ..
+ پس واسه همینه ! واسه این روی زمین زندگی نمی کنی چون از آدما بدت میاد !
- تادا .. هاه هاه هاه هاه هاه ..
+ چرا؟
- چرا چی پسر؟
+ چرا انقدر از آدم ها متنفری؟
- !!!!؟
+ از لحن حرفات معلومه، از حالت چهره ات وقتی داری حرف میزنی ازشون !
- تاحالا آدم دیدی؟
+ نه. حتی یدونه !
- میبینی. میفهمی. چند وقته اینجایی؟
+ تازه رسیدم .. چند ساعته ! اما هنوز هیچ آدمی ندیدم ! آدما رو زمین نیستند دیگه انگار ! فقط تـ ..
- چرا هستند ! زیاد هم هستند، تو نمی بینیشون ! یعنی؛ خودشون هم همدیگه رو نمی بینند! پدر مادر رو نمیبینه، مادر پسر رو، پسر همسر رو و . . . هه ! چه برسه به غریب ها !
+ میتونی کمکم کنی پیداشون کنم ! یکی دو نفر .. از مسن ترها اگـ ...
- مسن؟
+ آره ..
- آدما خیلی وقته که جوون مرگ میشند پسر ..
+ جوون مرگ میشند؟ چرا؟
- داری حالم رو به میزنی پسر .. حرفام رو تکرار نکن ! 
+ بله. چشم !
- مسن ها به چه کارت میومدند!؟
+ خب گفتم اگه مسن باشند .. قدیمی باشند شاید بتونند کمک کنند چند تا سوال دارم شاید بیشتر بتونند کمکم کنند جوابشون رو پیدا کنم ..
- اگه خیلی صبور باشی، شاید بتونیم چند نفری رو پیدا کنیم که به کارت بیاند .. تازه اگه شانس بیاری! تا اون موقع! فراموشی نگرفته باشند !
+ میشه یکم استحرات کنیم .. دارم میمیرم از گرما !
- خوبه هوا ! گرم نیست .. 
+ گرم نیست؟ هه! در برابر قطب! اینجا جهنمه ..
- ببین پسر .. من قطب رو ندیدم اما بهت قول میدم بعد از اینکه از اینجا رفتی، سردتر از اینجا جایی رو پیدا نمی کنی ! شاید اسمش رو گذاشتی جهنم سرد ! هاه ها هاه ها ها !
+ جهنم سـ... همممم ....... راستی ! گفتید شما آدم نیستید؟ آخه خصوصـ ..
- گفتم دیگه نیستم ..
+ پس یعنی قبلا آدم بودید! پس چجوری الـ ..
- ببین پسر، وقتی به دنیا اومدم آدم به دنیا اومدم ، دست من نبود که! می فهمی؟ اختیارش رو نداشتم، پس حق نداری؛ حواست باشه چی میگم پسر! حــق نـ دا ری بخاطرش مـ ن یا هر آدمه دیگه ای رو سرزنش کنی ..
+  اما من که سرزنش نکردم !!!
- الان نکردی..، از الان به بعد تا آخر عمرت یادت باشه ! به خودت اجازه نده ! فهمیدی؟ حــق نـ داری!
+ بله.. چشم!! .. اما خُب، اصلا سرزنشـ !!
- میفهمی، صبور باش . . .

عزیزِ جانم ..
ببخش مـ را که "چرا از مـ ن خسته نمیشی؟" تا بازدم مرگ با مـ ن خواهد ماند ..
حتی اگه با همه ی وجودت مـ را به آغوش کشیده باشی.
آخ عزیزِ جانم ببخش که بد به خورد جانـ م دادنش!

نداشتن درد داره ! 
داشتن و از دست دادن خیلی خیلی بیشتر درد داره ! 
اما ..
وای و امان از وقتی که داری و انگار که نداری ..
میسوزونه لعنتی !

از همه پنهونه ولی از شما چه پنهون که یه بار خود سگ اومد پیشم و گفت:
داداش ! به جون خودم نباشه به جون تو ! اینجوری که تو پشیمون میشی هر از چندگاهی ! که از شانس ما کم هم نیست ماشالا ! ما پشیمون نمیشیم جون تو ! لوتیگی دیگه بیا و نگو مثل سگ پشیمون شدم که فلان و بهمان ! 
یکم نگام کرد، دید که زل زدم بهش و هیچی نمیگم .. انگاری که غمی تو چشمام دیده باشه .. سرش رو انداخت زیر و گفت:
داداش ! نوکرتم هستم ! اما ..
صداش آروم شده بود و حرف زدن واسش سخت ..
نذاشتم ادامه بده ..، دوبار زدم رو شونش و از کنارش رد شدم، رفتم ..
مسکوت

........:: أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ؟ ::........

هیچوقت دلـ م نخواسته که قلنبه سلنبه بنویسم ! هیچ طور !
اما همیشه دلـ م خواسته که قلنبه سلنبه آواز بخونم ! شجریان طور !
و شاید روزی بتوانم قلنبه سلنبه بنوازم ! لطفی طور !
.
.

سلام.